آشنایی با سوگیری نماگری یا نمایندگی

آشنایی با سوگیری نماگری یا نمایندگی

انسان ها آموخته اند که برای درک بهتر معانی و مفاهیم، موضوعات و تفکرات خود را طبقه بندی کنند. زمانی که افراد با پدیده جدیدی مواجه می شوند و این پدیده با طبقه بندی های پیش ساخته آنان ناسازگار است، سعی می کنند به هر طریق ممکن این پدیده را با طبقه بندی پیشین خود تطبیق دهند. این چارچوب مفهومی، ابزار سودمندی برای پردازش اطلاعات جدید با استفاده از تجربیات مرتبط/قیاس پذیر در گذشته فراهم می آورد.

گاهی اوقات محرک جدید شبیه به و یا معرف عناصر آشنایی است که قبلا طبقه بندی شده است. در عین حال موارد قیاس پذیری وجود دارد که شدیدا با یکدیگر متفاوت هستند. در چنین مواردی واکنش طبقه بندی، گمراه کننده بوده و درک نادرستی از عنصر جدید ایجاد می کند که غالبا ماندگار بوده و تعاملات آتی با این عنصر را تحت تاثیر قرار می دهد.

معرفی کلی نماگری یا نمایندگی

اصولا انسان تمایل دارد که شانس ها و احتمالات را به گونه ای منطبق با ایده ها و ادراکات قبلی خود تصور کند، حتی زمانی که استنتاج حاصله به لحاظ آماری غیر معتبر است. به عنوان مثال توهم قمارباز اشاره به تصور و برداشت رایجی دارد مبنی بر اینکه موفقیت و شانس در شرط بندی و قمار به شکل دوره ای رخ می دهد.

روانشناسی ذهنی برخلاف واقعیت های ریاضی (محاسباتی) موجب این سفسطه می شود. از نظر آماری مفهوم دور، غیر منطقی است. افراد عموما تمایل دارند – چیزی را قبول کنند که محققان آن را با عنوان قانون اعداد کوچک می شناسند. این اصطلاح به آن معنی است که نمونه های کوچک همیشه معرف خود و کاملی برای کل جامعه است. اما اصول علمی این قانون را تایید نمی کند.

مثال هایی از آثار منفی سوگیری نماگری

  1. سرمایه گذاران در بررسی سابقه یک مدیر سرمایه گذاری، می توانند مرتکب اشتباهات مهمی شوند. آن ها عملکرد فصول یا سالهای کمی را در گذشته مورد توجه قرار داده و بر اساس داده های آماری ناکافی به این نتیجه می رسند که عملکرد خوب نتیجه تخصیص ها و گزینش های ماهرانه مدیر است و یا بالعکس.
  2. همچنین سرمایه گذاران در هنگام بررسی سوابق تحلیل گران اوراق بهادار اشتباهات مشابه دیگری را نیز مرتکب می شوند. به عنوان مثال به موفقیت تعداد کمی از پیشنهادات یک تحلیل گر در گذشته نگاه می کنند و بر اساس این نمونه محدود از داده ها، ارزیابی نادرستی در مورد استعداد و شایستگی تحلیل گر به عمل می آورند.
  3. با چه میزان احتمال شرکت الف (یک شرکت فرضی که با یک قدمت 75 ساله در صنعت تولید فلزات فعالیت می کند و اکنون در کسب و کار خود با مشکل مواجه است.) در گروه ب (شرکت های رشدی که احتمالا در آینده وضعیت بهتری خواهند داشت.) قرار می گیرد و یا در گروه ج (شرکت هایی که از صنعت خارج خواهند شد.) برای پاسخ به این پرسش، اغلب سرمایه گذاران تلاش خواهند کرد که در مورد درجه احتمال تعلق شرکت الف به گروه ب یا ج قضاوت و ارزیابی کنند. برخی مطالب مجلاتی که ورشکستگی های اخیر شرکت های صنعت فلزی را تیتر کرده اند، باعث می شود که شرکت الف کاندید مناسب یا معرف بهتری از گروه ج به نظر برسد و لذا ممکن است به این نتیجه برسند که بهترین اقدام، فروش سهام این شرکت است. در این حالت آن ها این واقعیت مهم را نادیده می گیرند که به لحاظ آماری تعداد شرکت های از این نوع که در صنعت باقی مانده اند، نسبت به آن هایی که متوقف و از صنعت خارج شده اند، بسیار بیشتر است.

 

آموزش فورکس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *