آیا انسان ها کاملا اقتصادی رفتار می کنند؟

آیا انسان ها کاملا اقتصادی رفتار می کنند؟

از نظریه های اقتصادی نئوکلاسیک اینگونه استنباط می شود که انسان اقتصادی مدل ساده ای از رفتار اقتصادی انسان است که بر اصولی نظیر منفعت شخصی کامل، عقلانیت کامل و تصمیم گیری اقتصادی بر اساس اطلاعات کامل استوار است. انسان اقتصادی نگرش خاصی است که اقتصاددانان با درجات متفاوتی از آن حمایت می کنند. برخی شکل نیمه قوی آن را می پذیرند. در این نوع، رفتار افتصادی عقلایی کامل نیست بلکه به درجاتی احتمال رفتارهای غیر عادی وجود دارد. برخی دیگر از شکل ضعیف انسان اقتصادی حمایت می کنند، در این حالت رفتارهای عقلایی وجود دارد اما خیلی قدرتمند نیست.

در تمام این گونه ها، فرض اساسی مشترک این است که انسان می خواهد تا جایی که ممکن است عقلایی رفتار کند، نفع شخصیش را حداکثر کند و تصمیمات اقتصادی کاملا عقلایی بگیرد. علاقه اقتصاددانان به مفهوم انسان اقتصادی دو دلیل اساسی دارد:

  1. انسان اقتصادی، تجزیه و تحلیل اقتصادی را نسبتا آسان می کند.
  2. انسان اقتصادی این امکان را برای اقتصاددانان فراهم می سازد که یافته های خود را کمی کرده، بهتر پردازش کنند و درک آن را ساده نمایند. زیرا صرفا در شرایطی که انسان ها رفتار کاملا عقلایی داشته و به منظور حداکثر کردن منفعت بر مبنای اطلاعات کامل تصمیم گیری کنند، امکان کمی کردن رفتار آنها فراهم می شود.

اما در طرف مقابل منتقدین انسان اقتصادی با به چالش کشیدن این سه فرض بنیادی، عقلانیت کامل، منفعت شخصی کامل و اطلاعات کامل همچنان راه تقابل را می پیمایند.

  • عقلانیت کامل: وقتی انسان ها عقلایی هستند، توانایی استدلال کافی دارند و قضاوت هایشان براساس فایده مندی است. اما عقلانیت، تنها محرکه رفتار انسان نیست. حتی ممکن است عقلانیت محرکه اصلی رفتار نیز نباشد، همانگونه که روانشناسان متعتقدند قوه درک انسان تابع احساسات اوست. به بیانی دیگر آنها بر این باورند که رفتار انسان بیش از آنکه محصول منطق باشد از محرکه های ذهنی نظیر ترس، عشق، نفرت، لذت و درد حاصل می شود. انسان ها از هوش خود تنها در رسیدن به نتایج احساسی یا اجتناب از آن سود می برند.
  • منفعت شخصی کامل: تحقیقات بسیاری نشان داده است که افراد به طور کامل منفعت طلب نیستند. اگر این گونه نبود، وجود حس نوع دوستی معنا نداشت. همچنین باورهای دینی و مکاتب فکری که پدیده هایی مثل فداکاری، ایثار و ترحم به دیگران را ارزش تلقی می کنند، نمی توانست در طول قرون متمادی ماندگار باشد. حتی رفتارهای منفی نظیر خودکشی و … نیز با منفعت شخصی کاملا در تقابل است.
  • اطلاعات کامل: افراد ممکن است در موضوعات خاصی اطلاعات کامل یا تقریبا کاملی داشته باشند. از یک پزشک یا دندانپزشک انتظار می رود در رشته و حرفه خود کاملا متبحر باشد. با این حال، این که هر فردی در هر موضوعی دانش کامل داشته باشد، ممکن نیست. در دنیای سرمایه گذاری موضوعات بسیاری برای دانستن و آموختن وجود دارد که موفق ترین سرمایه گذاران نیز به همه آن ها تسلط ندارند.

بسیاری از تصمیمات اقتصادی در نبود اطلاعات کامل گرفته می شود. به عنوان مثال در برخی تئوری های اقتصادی فرض می شود که افراد رفتارهای خرید را بر اساس سیاست های پولی فدرال رزرو تطبیق می دهند. مسلما برخی افراد به خوبی می دانند که این نوع اطلاعات را از چه منبعی به دست آورند و چگونه آن را در تفسیر مورد بهره برداری قرار دهند، در عین حال بسیاری از مردم یا اصلا چیزی در مورد این سیاست ها نمی دانند و یا اصولا به آن توجه و یا اعتقادی ندارند.

این نکته قابل تامل است که این نوع از ناکارایی اطلاعاتی تصمیمات میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد، لذا این تصور که همه بازیگران در بازارهای مالی اطلاعات کاملی در اختیار دارند، نادرست به نظر می رسد.

با وجود کارایی بازار، عقلانیت افراد به ندرت در منطقه سیاه یا سفید شکل می گیرد، بلکه مدل سازی واقعی در یک طیف خاکستری رنگ شکل می گیرد. افراد نه کاملا منطقی و نه عاری از منطق هستند. انسان ها عموما از ترکیب های متنوعی از ویژگی های منطقی و غیر منطقی برخوردارند و در موضوعات گوناگون از درجات مختلفی از هوشمندی بهره مند می شوند.

آموزش فورکس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *