مراحل تجارت فارکس


مراحل اساسی تجارت فارکس

این موارد ذیل مقاله اصلی آموزش فارکس قرار میگیرد؛ این مطلب موارد زیر را پوشش میدهد

  1. چگونه ارزها در بازار معامله میشوند؟
  2. چگونه تغییرات ارزش ارز اندازه گیری میشود؟
  3. اسپرد چیست و چرا مهم است؟
  4. گاوها و خرسها – آنها چه هستند.
  5. موقعیت گیری در بازار

در این مطلب مهمترین مراحل را شرح خواهیم داد که بخشی جدایی ناپذیر از دنیای تجارت فارکس هستند.

اصطلاح جفت ارز ها به چه معناست؟

هنگامی که یک مبتدی برای اولین بار با پلت فرم تجارت ارز روبرو میشود، بدون شک متوجه خواهد شد که ارز های هر کشوری از جهان به صورت جفت با دیگری معامله میشود. به همین دلیل است که آنها به عنوان جفت ارز شناخته میشوند. هر یک از این جفت ها از یک ارز پایه و یک واحد پول مقابل (واحد ارز) تشکیل شده است.

اگر به عنوان مثال جفت ارز GBP / USD را در نظر بگیریم، در اینجا پوند پادشاهی انگلستان (gbp) به عنوان ارز پایه، و دلار ایالات متحده که به آن “greenback” نیز میگویند، به عنوان واحد پول مقابل شناخته میشود.

در معاملات فارکس، مانند معاملات سهام و کالا، میتوان یک قیمت واحد را مشاهده کرد که برای هر جفت ارز اعلام شده است. در مورد معاملات جفت ارز، یک معامله گر ارز پایه را در رابطه با ارز متقابل خریداری یا میفروشد. در مثال ما، ما به سادگی پوند انگلیس را نمیخریم، بلکه پوند را با مقدار مشخصی دلار خریداری میکنیم.

اگر جفت ارز GBP / USD در حال حاضر در 1.6395 معامله شود ، این بدان معناست که در حال حاضر 1.6395 واحد واحد پول مقابل (دلار آمریکا) برای تأمین معاملات 1 واحد پول پایه (GBP) مورد نیاز است.

در صورت قدرت گرفتن دلار آمریکا، میتوان گفت که مقدار کمتری از دلار آمریکا ممکن است مقدار بیشتری از پوند انگلیس را خریداری کند. با این حال، به دلیل افزایش ارزش دلار آمریکا و به دلیل اینکه در رابطه با پوند به عنوان ارز متقابل در جفت ارز نشان داده میشود، جفت ارز GBP / USD تمایل به کاهش دارد. اگر قبلاً در 1.6395 معامله میشد، به دلیل تقویت دلار ما، اکنون در 1.6380 معامله میشود ، یا تعداد کمتری از دلارهای ما اکنون میتوانند 1 واحد پوند انگلیس خریداری کنند.

لحظه مهم دیگر، هنگام معامله جفت ارز، این است که یک معامله گر برای خرید جفت GBP / USD نیازی به داشتن دلار ندارد. او ممکن است معاملات خود را با یورو آغاز کند و gbp / USD را خریداری کند، زیرا یوروی او به دلار ما تبدیل میشود که سپس برای خرید پوند انگلیس استفاده میشود.

پیپ چیست؟

در معاملات فارکس، تغییرات قیمت جفت ارز با “پیپ” اندازه گیری میشود. pip مخفف عبارت “درصد در نقطه” است. این کوچکترین تغییر قیمت است که یک نرخ ارز معین، میتواند ایجاد کند. بیشتر جفت های ارز اصلی به چهار رقم اعشار قیمت گذاری میشوند، بنابراین در این حالت، کوچکترین تغییر مربوط به آخرین رقم اعشار است – برای اکثر جفتها این معادل 1/100 از 1٪ یا یک نقطه پایه است.

پیپ چیست pip
اگر gbp / usd در حال حاضر با قیمت 1.6370 معامله میشود – آخرین شماره (0) pip است. اگر مقدار جفت از 1.6370 به 1.6371 افزایش یابد، 1 پیپ افزایش یافته است.

معامله گران در بازار فارکس معمولاً سود / زیان خود را با پیپ اندازه میگیرند. اگر یک معامله گر GBP / USD را در 1.6370 خریداری کند و ارزش آن به 1.6390 برسد، این بدان معنی است که ارزش 20 پیپ افزایش یافته است، بدان معنا که معامله گر 20 پیپ سود به دست می آورد.

برخی از پلت فرم های تجاری ارزش جفت ارز را حتی بیشتر هم کاهش میدهند، از جمله رقم پنجم که پیپت نامیده میشود. به عنوان مثال، این پلت فرم مقدار gbp / usd را 1.63708 یا بصورت پنج رقم بعد از اعشار نشان میدهد.

ذکر این نکته نیز مفید است که جفت های ژاپنی به طریقی متفاوت نشان داده میشوند، در حالی که pip دومین عدد پشت اعشار است و pipet – رقم سوم است. اگر مقدار جفت usd / jpy برابر 101.548 باشد، عدد 4 پیپ و عدد 8 پیپت است.

 

اهمیت اسپرد

در معاملات فارکس، اسپرد هزینه (کمیسیون) را نشان میدهد که هر کارگزاری هر دفعه که شما وارد معامله میشوید، از شما دریافت میکند. معامله گران تازه کار فارکس معمولاً اهمیت اسپرد را دست کم میگیرند ، اما این در واقع یکی از مهمترین عواملی است که براساس آن باید کارگزاری فارکس خود را انتخاب کنید.

اهمیت اسپرد در فارکس

مثال

بیایید برای اینکه بگوییم اسپرد چیست یک مثال بزنیم. اگر در حال حاضر جفت ارز GBP / USD 1.6350 ارزش دارد و شما قصد خرید این جفت را با این قیمت دارید، کارگزاری شما آن را با قیمت 1.6350 به شما نمیفروشد. کارگزاری کمی بالاتر از قیمت پیشنهادی را برای شما ارسال میکند، به عنوان مثال 1.6352. درصورتی که قصد فروش این جفت را داشته باشید، به شما مقدار کمی کمتر از 1.6350، مثلاً 1.6348، یا مبلغی که کارگزاری شما این جفت را خریداری میکند ، تعلق میگیرد.

همانطور که می بینید بین این دو(1.6348 و 1.6352) تفاوت وجود دارد. تفاوت، به میزان 4 پیپ، نشان دهنده اسپرد است. این تفاوت بین قیمتی است که کارگزاری مایل به خرید از شما و قیمتی است که مایل است به شما بفروشد. همانطور که کارگزاری از شما با قیمت کمتری خرید میکند و با قیمت بالاتر به شما میفروشد، و سود میبرد.

بسیاری از استراتژی ها و سیستم های معاملاتی به شدت به اسپرد بستگی دارند و در بیشتر مواقع یک اسپرد بسیار زیاد ممکن است یک سیستم معاملاتی را بی فایده سازد‌. اگر سیستم معاملاتی شامل وارد شدن به موقعیت های زیادی در دوره های کم باشد، بسیار توصیه میشود کارگزاری پیدا کنید که اسپرد کمی داشته باشد.

مقدار اسپرد برای هر ارز متفاوت است. جفت ارزهای ناپایدار معمولاً از اسپرد قوی تری برخوردارند ، در حالی که آنهایی که که از نقدینگی کمی برخوردار هستند، معمولاً از اسپرد بیشتری برخوردار هستند. این یکی از مهمترین دلایلی است که اکثر معامله گران ترجیح میدهند جفتهایی مانند یورو / دلار آمریکا را معامله کنند، زیرا اسپرد آن نسبتاً کم است و همین امر آن را مخصوصاً برای اسکالپر هایی که هر روز به موقعیتهای زیادی وارد میشوند و به کمترین اسپردهای ممکن نیاز دارند مناسب میکند. ما بعداً رفتار اسکالپر ها را بررسی خواهیم کرد.

Ask و Bid

در اینجا bid مخفف بهترین قیمت ممکن است، که در آن یک ابزار معین که در حال حاضر معامله میشود، توسط یک تاجر میتواند خریداری شود. در معاملات فارکس، قیمت bid جهانی به بالاترین قیمتی اشاره دارد که کارگزاری حاضر است برای خرید ابزار از معامله گر پرداخت کند.

همچنین ask مخفف بهترین قیمت ممکن است، که در آن یک ابزار معامله شده در حال حاضر توسط یک تاجر قابل فروش است. در بازار معاملات فارکس قیمت ask به کمترین قیمت اشاره دارد که در آن کارگزار مایل است ابزار را به معامله گر بفروشد.

ابزار تجارت (دارایی)

با استفاده از ابزارها یا دارایی های تجاری، به مواردی اشاره میکنیم که در حال حاضر مورد معامله قرار میگیرند. اگر ما در حال تجارت طلا هستیم ، طلا ابزار تجارت است. اگر در حال حاضر یک جفت ارز را معامله میکنیم (به عنوان مثال دلار آمریکا / دلار) ، پس آن جفت ارز ابزار معاملاتی است.

Forex Trading Instruments ابزار تجارت در فارکس

باز و بسته شدن موقعیت و ورود و خروج

اگر تاجری وسیله معاملاتی را خریداری یا فروخته باشد، پس موقعیت خود در بازار افتتاح کرده یا وارد بازار شده است. اگر تاجری از بازار خارج شده باشد، یعنی موقعیت خود را بسته است.

اگر یک تاجر تصمیم گرفته باشد با خرید یا فروش ابزار تجارت در بازار موقعیتی را باز کند، پس به آن ورود کرده است.

اگر یک تاجر تصمیم گرفته است موقعیت خود را در بازار ببندد و سود یا زیان را ثبت کند، یعنی اقدام به خروج از بازار کرده است.

حد ضرر و سود مطلوب

حد ضرر اصطلاحی است که برای نشان دادن چگونگی خروج از بازار در شرایطی استفاده میشود که معامله گمراه شده است. بیایید یک معامله گر را تصور کنیم، که موقعیت خود را برای خرید یک ابزار در بازار باز کرده، اما تجارت در یک مسیر اشتباه توسعه می یابد و او شروع به ضرر میکند. اگر موقعیت باز بماند و قیمت در جهت مخالف ادامه یابد، ممکن است معامله گر بیشتر، یا تمام وجوه سپرده شده خود را در حساب تجارت خود از دست بدهد.

یک سفارش حد ضرر، در واقع از خسارات سنگین معامله گر جلوگیری میکند. با رسیدن به قیمت مشخص، این سفارش موقعیت را به طور خودکار می بندند. ما انواع اساسی سفارشات را که یک معامله گر میتواند برای شروع تجارت در بازار بعداً ارسال کند، بررسی خواهیم کرد.

سود مطلوب به قیمتی گفته میشود که در آن معامله گر تمایل دارد از بازار خارج شود و سودی را که ثبت کرده قفل کند. این معمولاً قبل از تصمیم بازرگان برای ورود به بازار تعیین میشود. در این حالت، اگر تجارت مطابق انتظار پیش رود، قبل از ورود، معامله گر میداند که چه مقدار از این تجارت سود خواهد برد.

بازار خرسی در مقابل بازار گاوی

یکی از مهمترین مواردی که باید در هنگام سرمایه گذاری در بازار خاصی در نظر گرفت این است که آیا قیمت ها روند صعودی دارند یا نزولی. با این حال، گاهی اوقات، ممکن است بازار بدون جهت مشخصی حرکت کند، یا همانطور که بسیاری از مردم به آن “تجارت حاشیه ای” میگویند. پیش بینی قیمت هایی که بدون روند قابل توجهی در نوسان هستند بسیار دشوار است و سودآوری آنها به همین ترتیب دشوار است، به همین دلیل به بازرگانان مبتدی توصیه میشود از سرمایه گذاری در چنین حرکاتی در بازار خودداری کنند.

بازار خرسی در برابر بازار گاوی

اگر یک روند متمایز داشته باشیم، بازار میتواند در دو جهت ممکن حرکت کند – بالا یا پایین ، یا همانطور که بیشتر به آن اشاره میشود – بازار گاوی یا خرسی.

یک بازار گاوی، یک بازار مالی از هر نوع است که در آن قیمت ها در حال افزایش هستند یا طبق انتظارات گسترده افزایش می یابد. کلمه “گاو” که برای توصیف چنین بازاری مورد استفاده قرار میگیرد برگرفته از روشی است که گاو ها انجام میدهند و شاخ های خود را از پایین به هوا پرتاب میکنند، در حالی که خرس ها پنجه های خود را به سمت پایین میکشند.

بازارهای گاوی، با اعتماد به نفس قوی سرمایه گذار ، خوش بینی و تمایل به ادامه عملکرد قوی مشخص می شوند. سرمایه گذاران “سرسخت” با توجه به بازار ، با انتظار ادامه داشتن همین روند قیمت ها، دارایی ها را میخرند و آنها بعداً میتوانند این دارایی ها را با قیمت بالاتر بفروشند و از این اختلاف سود ببرند.

به همین ترتیب، اصطلاح “بازار خرسی” زمانی را توصیف میکند که قیمت سهام به طور کلی در حال سقوط است. یک بازار خرسی تحت تأثیر یک بدبینی گسترده است که باعث ایجاد احساسات منفی در پایدار بودن میشود. با بدبین شدن سرمایه گذاران در جریان افزایش انتظارات، آنها همچنان به فروش بیشتر و بیشتر میپردازند.

یک سرمایه گذار “نزولی” که میخواهد در زمان نزول قیمت ها سود کسب کند، وارد یک موقعیت کوتاه میشود و شرط میبندد که قیمت ها ضررهای خود را گسترس میدهند. با این حال “اتصال کوتاه” نیاز به تمرین بیشتری براز مدیریت دارد و برای معامله گران بی تجربه مناسب نیست.

انواع موقعیت ها

در معاملات بازار دو نوع موقعیت وجود دارد – طولانی و کوتاه. گرفتن موقعیت طولانی به این معنی است که شما در حال خرید ابزاری هستید که قصد دارید آن را بعداً پس از کسب آن بفروشید و از طریق اختلاف قیمت درآمد کسب کنید. اصطلاحات دیگری که اغلب به عنوان مترادف آن استفاده میشوند عبارتند از: معاملات طولانی مدت ، تجارت در سمت طولانی بازار ، طولانی شدن بازار و غیره

گرفتن یک موقعیت کوتاه به این معنی است که شرط میبندید که قیمت ها کاهش می یابد و میفروشید. اساساً، وقتی به موقعیت کوتاه میروید، مثلاً سهام را از یک کارگزاری قرض می گیرید و آنها را در بازار میفروشید، بعداً شما موظفید آنچه را که با خرید از بازار آزاد وام گرفته اید پس دهید و در صورت کاهش قیمت، سود خواهید برد. ایده این است که چیزی را که اکنون وام گرفته اید به مبلغ مشخصی بفروشید و بعداً با خرید همان مورد با قیمت پایین، آن را به کارگزاری بازپرداخت کنید.

بگذارید مثالی بزنیم. یک سرمایه گذار سفارشی میدهد ، که بلافاصله اجرا میشود، برای فروش 100 سهم کوتاه xyz corp. با قیمت 25.00 دلار برای هر سهم. سرمایه گذار از این معامله 2500 دلار پول نقد دریافت خواهد کرد.

حال بگذارید فرض کنیم که دو هفته بعد، قیمت واقعاً کاهش یافته است و سرمایه گذار میتواند سهام (که به عنوان پوشش موقعیت کوتاه نیز شناخته میشود) را به قیمت 20.00 دلار برای هر سهم خریداری کند. در این معامله، او مجبور است 2000 دلار برای خرید مجدد این سهام هزینه کند. سود وی از تجارت 500 دلار خواهد بود (2500 دلار ورودی اولیه نقدی منهای خروجی نقدی نهایی 2،000 دلار). راه دیگر برای بررسی این مسئله این است که وی 5 دلار در هر معامله کسب کرده است که 500 دلار سود (5 دلار ضرب در 100 سهم) برای او فراهم میکند.

فروش کوتاه ارز با سهام “کوتاه” متفاوت است
معامله گران مبتدی باید به این واقعیت توجه کنند که فروش کوتاه یک جفت ارز با فروش کوتاه سهام متفاوت است. در این جفت ارزها یکی در برابر دیگری معامله میشوند. اگر ما ترجیح دهیم معاملات gbp / usd را معامله کنیم و موقعیت طولانی را در این جفت وارد کنیم، در واقع ما در حال خرید پوند انگلیس هستیم و دلار آمریکا را میفروشیم. اگر بخواهیم موقعیت کوتاهی در این جفت وارد کنیم، خلاف این عمل را می کنیم – ما دلار آمریکا را میخریم و پوند انگلیس را نیز میفروشیم. اکنون ما به صورت کوتاه جفت GBP / USD را میفروشیم.

نسبت خطر / پاداش

اولین گامی که بیشتر معامله گران جدید میخواهند از راه خود بردارند، شیرجه رفتن به بازار و بلافاصله و در اولین فرصت در اولین وضعیت فارکس قرار گرفتن است. با درک اکثر اصطلاحات اساسی و نحوه ورود به موقعیت، یک تاجر مبتدی همچنین باید از جنبه مدیریت ریسک ایده تجارت خود آگاه باشد.

مدیریت صحیح ریسک برای هرگونه طرح تجاری ضروری است و به معامله گر اجازه میدهد تا بداند دقیقاً از کجا میخواهد از بازار خارج شود در صورتی که قیمت برعکس او شود. به همین دلیل است که باید روی بهتر درک کردن نسبت ریسک / پاداش تمرکز کنید.

نسبت ریسک / پاداش به میزان سودی که سرمایه گذار انتظار دارد در یک موقعیت بدست آورد، نسبت به آنچه در صورت ضرر و زیان به خطر می اندازد، گفته میشود. دانستن این نسبت میتواند به معامله گران کمک کند تا با تعیین انتظارات از نتیجه معاملات قبل از ورود، ریسک را مدیریت کنند. نکته اصلی در اینجا یافتن نسبت مثبت برای استراتژی شما است. به این ترتیب او وقتی حق با اوست، مارجین سود را به نسبت مبلغی که در صورت اشتباه از دست می دهد، افزایش میدهد.

اشتباه درجه یک

درک این نسبت ها در واقع میتواند به تازه کارها کمک کند تا از اشتباه درجه یک تاجران جلوگیری کند. پس از بررسی بیش از 12 میلیون معامله، تحلیلگران توانستند محاسبه كنند كه اگرچه كه بیشتر معاملات با سود بسته می شوند، زیان ها هنوز بیش تر از سود است زیرا معامله گران در موقعیت های از دست رفته بیش تر از مقدار حاصل از یک برد، ریسک میکنند. این آمار نشان می دهد که بیشتر معامله گران از نسبت ریسک / پاداش منفی استفاده میکنند که برای جبران ضررهای خود به درصد برد بسیار بیشتری نیاز دارد.

یک مثال برای جلوگیری از این سناریو، استفاده از حداقل نسبت خطر / پاداش 1: 2 است. این، سود در معاملات بُرد را به حداکثر میرساند، در حالی که هنگامی که معامله ای علیه شما حرکت میکند، ضرر را کاهش میدهد. به عنوان مثال، اگر معامله گر انتظار داشته باشد كه معامله ای حداقل دو برابر مقدار در خطر تولید شود، این به عنوان نسبت ریسك / پاداش 1: 2 شناخته میشود. بسیاری از افراد به دنبال این هستند که این نسبت قبل از موقعیت در تجارت حداقل 1: 3 باشد.

برای مطالعه بیشتر کلیک کنید.

آموزش فورکس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *